خودم بودم که از این مرد باردار شدم

کسی به زور دستم را نبسته بود

کسی نشئه ام نکرده بود

کسی آب نباتم نداده بود

-خودم بودم که از این مرد بار دار شدم

از پله ها پرتم نکردند

به پهلو هام لگد نزدند

با مشت به صورتم نکوبیدند

-خودم بودم که از این مرد باردار شدم

تف توی صورتم نیانداختند

به پسر عمویم محرمم نکردند

پسر عمویم از آبادی فرار نکرد

-خودم بودم که از این مرد باردار شدم

مادر پاهام را نسوزاند

پدر شلاقم نزد

همسایه ریشخندم نکرد

آبادی ام صدای خروس نمی شنید

 

می خواستم التماس کنم

می خواستم لتماس کنم

 

: خودم بودم که از این مرد باردار شدم ...

 

/ 2 نظر / 19 بازدید
فانوس

سلام واقعا که تشریح جسد جسارت بود این شعر آفرین بر تو که در این زمانه ی نامرد هنوز نفس می کشی غرور را به بانگ بلند کو نفس کشی. چراغ راه تو روشن تر از فانوس و دریای نگاهت تا همیشه مثل ا ق ی ا ن و س