قالب این شعر هر چه که هست

قلب زنی ست

یائسه

که گیسوان شکست خورده اش

در گوشه ای از این خانه

گذشت چون موجی

و موج می گذرد این گیسوان بر کالبد خانه ای که

بی اعتنا

که تاجیک ها هم به جنگ می آیند

همسایگانش خواهرانش  مادرانش

و مغولها به استقامت کوهها گنبد سکوت می سازند از نوادگانشان .

/ 4 نظر / 25 بازدید
سپهر

فکر نکن کمربند سیاه دانه ۲ مشکی به دردت می خوره ها. من یه مشت به دیوار بزنم دیوار می ریزه. می دونی؟شعرت دلالت هاش زیاد قوی نیست. المان هاش نه چیز تازه ای هستند نه تو شعر استقامت دارند. ارجاع الکن دارند به بیرون متن. فقط وقتی جمله ها رو نا تموم می گزاری خیلی کمک می کنه. و قربان ات.

غريب قريب

بابا تو ديگه کی هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سيد مهدي موسوي

سلام عزيز! با مطلبي تحت عنوان « چگونه ياد گرفتم دست از نگراني دست بردارم و به بمب اتم عشق بورزم! » ، پاسخ به سوالات دوستان و يك شعر تازه به روزم!! منتظرت هستم...