هو

می بینم از جرز دندانهاتان غرورتان را

شاید به چکاندن برنوی پدر بزرگتان

در عملیاتی

در غارتی

به شقیقه  کودکی افتخار می کنید  -

شاید مدالهای عمویتان

از جرز دیوارها آویزان است -

شاید باز شدن کمربند پدرتان در پیدایش شما اثری نداشته است -

شاید حق مدفون شده تان را در گلوگاه دیگران می جوئید -

به هر تقدیر

از همین جاده

روزی

به دیدنتان می آیند

روزی که در خروار خاک آلود خاکها

دندانهاتان نیز پوسیده .

نوشته شده در تاریخ ۲۶/۴/۸۵  - شرکت تک یاب - ۱۶گاندی

/ 2 نظر / 6 بازدید
سيد مهدي موسوي

سلام عزيز! با مطلبي نيمه طنز ـ نيمه جدي تحت عنوان « منتقد يک دقيقه اي» ( آموزش نقد به شيوه هاي کلاسيک و پست مدرن) به روزم...حتما سر بزنيد!

سپهر

هو! چه قدر تند میری! از این فضا بیا بیرون بینیم با!