--------------------

جذابیت نیروهای جان بر کف

بر گرفته از کف رودخانه وحشی گری ، که رود نبود

رود بود که بود و نبودش دونده تر از جسم جاهلانه مردان دستمال یزدی کشیده بر تابوت خاک گرفته اسقف اعظم

اسقف اعظم

به زم زم

فشار آوردند    

آب می ریخت به زعم اسماعیل

    درون ابراهیم

کفایت سعودیان کنار دریا گرفته سرخ پوش بودند

مردگریه : از دروازه های شهر بیرون بروید

کودک گریه : نروید

زن گریه : بیایید

سالخورده گان از فرط خستگی پلک

                                       پلک

                                       پلک می زدند

 

از جنوب شده بودیم شبیه کسانی که سیل بنیان نکنده بودشان

هنوز

آرواره های نسل با غیرت شیطان را

جنگ می کنند

به جنگاوری دیرینه

صعود از شی تب آلودتان استخراج نشده بود

همواره

          همواره

به یک

فریب تان می دادند

دو به دو

همواره به یک

ی ک ب ه ی ک فریبتان می دادند.

/ 5 نظر / 11 بازدید
دكتر مجتبي كرباسچي

صاحبدلان این سایت مجموعه گرد آوریاشعار عارفانه و عاشقانه شعرای قدیم وجدید است منتظر دیدار شما هستیم واین بار با " لیلی و مجنون " منتظر حضور سبز ونظرتان هستیم دکتر مجتبی کرباسچی

سپهر

سلام و شغر قشتگ بود. بعید بود از تو این شعر ها! اما هنو زاز شر زبان فاخر خلاص نشدی: از جنوب شده بودیم شبیه کسانی که سیل بنیان نکنده بودشان. از جنوب شده بودیم شبیه کسانی که سیل بنیان شان را نکنده بود. نباید به زور شعر چپاند به عبارت.

نرگس

فقط سلام...

نرگس

گمونم حتی زحمت اينو به خودشون ندادن که يک به يک فريبمون بدن