سلام دوستان.

مدتهاست که نيومدم و چيزی ننوشتم . نمی دونم شايد خيلی در گير بودم شايد و چون خيلی در گير نبودم .

چند روز پيش شنيدم که در آريا شهر نيروی مقاومت بسيج طی مراسم باشکوهی دخترانی با شلوارها و روسری های کوتاه می گرفتند . البته صحت موضوع را دقيقاْ نمی دونم چون در تاکسی چند خانم و آقای راننده با هم طی گفتگويی ( که البته اغراق حرف اول را می زند )می گفتند که مادری برای آزاد شدن دختر دلبندش خواهش می کرد .

بله کاش اين محکم گيری ها و سختگيری ها در مورد تورم قيمت ها و کسانی که بی جهت قيمت يک جنس و بالا می برند بود و اين افراد و می گرفتند و ننه ای براشون گريه می کرد و با بالا رفتن ۲۰ هزار تومنی  حقوق کارمند های بخت برگشته ...۵۰ هزار تومن به مخارج اضافه نشه . نمی دونم مشکل از خود ما مردم يا از مسئولان يا مردم و مسئولان يا هرکی. نمی دونم . حتما اينطوره .

/ 3 نظر / 5 بازدید
سامان بختياري

سلام به دوست کجايی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بهانه ات را می گيرند شعرهای آمده

شيطان

........شيطان هم به شما سر زد....

سينا

يادش به خير...عشق من هم اسمش زهره بود..هر وقت اسم زهره را ميشنوم تمام تنم مور مور ميشه..دوست دارم شمين دهن باز کنه ومن برم توش