این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

پرسش های عشق

میشائیل هانکه فیلمساز اتریشی این بار هم فیلمش را با سه هنر پیشه ی حرفه ای پیش می برد.

Anne Laurent (Emmanuelle Riva 85 ساله )

Georges (Jean-Louis Trintignant و  ( 81 ساله Eva ( Isabelle Huppert 59 ساله )

آنا و ژرژ ( چهارمین زوج به این اسامی در فیلم های میشائیل هانکه بعد از قاره ی هفتم ، بازی های مسخره و پنهان )زوج سالخورده و هنرمند فرانسوی در آپارتمانی در پاریس زندگی می کنند . آن ها زندگی عادی خود در حالیکه به کنسرت موسیقی کلاسیک شاگرد آنا رفته اند ادامه می دهند و با آمدن دزد به آپارتمان شان که در را دستکاری کرده و شکسته است مواجه می شوند .صبح روز بعد آنها در صدد درست کردن در واحد آپارتمانشان هستند و به صورت عادی صبحانه می خورند و صحبت می کنند و ژرژ در فکر خریدن آلبوم موسیقی شاگرد آناست که ناگهان دچار بحران می شوند .

میشائیل هانکه سینماگری است همواره در صدد مطرح کردن پرسش هایی بسیار ، بدون آنکه پاسخی برای آنها جستجو کند .

1-     آیا دلدادگی ی همراه احترامی که ژرژ نسبت به آنا دارد ، او را وادار به خشونتی که هانکه همواره به آن می پردازد می کند ؟ خشونتی غریزی در انسان ...

 2- آیا این دلدادگی و احترام از طرف پیرمرد که باعث می شود به او بگوید" چقدر امشب زیبا شدی" و وقتی آنا بگوید "چقدر نت 1/16 خوب اجرا شده بود" ژرژ بگوید "به شاگردت افتخار می کنی" و در حالیکه موافق نیست با آنا مخالفت نکند ، به او کمک کند تا پالتویش را در بیاورد و یا بپوشد ، از او نگهداری کند مثل یک عشق نوستالژیک ارزشمند و با وجود تمام سختی ها به خاطر قولی که به او داده او را به بیمارستان یا آسایشگاه نفرستد می تواند با نفرت همراه شود ؟

 3-  آیا طالع بینی روزانه مجله ای که آنا می خواند ، ژرژ را به این خاطر می آزارد که دیگر جوان نیستند و عشقش در حالیکه بیمار و از کار افتاده است چیزی چنان یاس الود را می خواند و یا هانکه طبق معمول دارد از رسانه ها شکایت می کند و خشونت غریبی را که جامعه نسبت به سالخوردگان دارد نمایش می دهد ؟ سالخوردگانی که از یاد جامعه رفته اند و مجله چیزی برایشان ندارد و نسل بعد (اوا)  تنها می تواند برای آنان اشک بریزد در حالیکه ژرژ بی ریختن اشکی عشق خود را به کام مرگ می کشاند ...

 4-  آیا کار ژرژ همواره از عشق است و یا عشق و نفرت که همواره نوک سوزنی با هم فاصله دارند عمل ژرژ را توجیه می کند ؟

 5-  آیا ژرژ که از دید آنا هیولایی مهربان است ، از این جهت هیولاست که مهربانی ی بسیار دارد و آنا را در برابر این مهربانی چاره ای جز سر تعظیم فرود آوردن نبوده و نیست ؟

 6- آیا پیرمرد ما بین عرف اجتماعی و روابطی تحمیل شده از طرف جامعه گیر کرده است و گویا خود را با آن عمل آزاد می کند در حالیکه می تواند برای خلاص شدن از دست آنا ، او را در آسایشگاه بگذارد ؟

 7-  آیا خواسته ی آنا ی بیمار را برای پایان دادن به زندگی به عنوان یک معلم پیانو که از کار افتاده است می توان نادیده گرفت و تصمیم را فقط بر عهده ی ژرژ گذاشت ؟

 8-  آیا ژرژ در طول فیلم تصمیمی برای عمل نهایی ی خود دارد و یا تنها در آن لحظه ، لحظه ای که می تواند ستارگان بسیاری نقاشی کند ، تصمیم می گیرد ؟

 9- آیا نخوردن و ننوشیدن آنا ، ژرژ را در تصمیم خود مصمم تر می کند ؟

 10- آیا ژرژ با از دست رفتن معشوقش و نبودن کسی که حاصل تمام عمر و دلداگی اش بوده زندگی را گویی معنا باخته می یابد ؟

 11- آیا این فیلم نمایشی از عشق است یا خشونت غریزی ی انسانی که از قید و بند های اجتماعی خسته شده و خود را رها می کند ؟

 12- آیا ژرژ با تعریف کردن مراسم تدفین مسخره ی دوستشان پیتر  و  عکس العمل غم انگیز آنا تصمیم می گیرد خود مراسمی تدفینی برای معشوقش گرفته و با تمام احترامی که برای او قائل است او را در موقعیتی چنان مسخره قرار ندهد ؟

 13- آیا گور کوچک پیتر ، ژرژ را بر این وا می دارد تا گور بزرگی به اندازه ی اتاق خوابشان با پنجره ای باز برای آنا در نظر بگیرد ؟

 14- آیا زندگی ی ژرژ ،مثل خاطره ای که او برای آنا تعریف می کند که داستان فیلمی که در سینما دیده بود را برای دوستش تعریف کرده و از نو اشک ریخته حتا بیشتر از زمان دیدن فیلم ،پر از تعریف های ناگفته ایست که فرصتی برای بازگو کردن هیچ یک از آنها در زندگی همراه با عشقش نداشته و همواره خود را نادیده گرفته و تصمیم پایانی اش او را سرشار از آزادی می کند ؟

 15- آیا این عشق نفس ژرژ را همواره گرفته بوده است و حال دیگر چون کبوتری چاهی از پنجره می گریزد ؟

 16- آیا از دست دادن معشوق برای پیرمرد احترام به تصمیم آناست و یا تصمیم می گیرد سرانجام عشقش را  ،خود ، رقم بزند ؟

 17- آیا ژرژ بیشتر خواسته ی خودش را در نظر گرفته و می خواهد به زجر کشیدن خود پایان دهد یا به زجر کشیدن آنا ؟

 18-  و پرسش های دیگر....

 پایان باز و پر از ابهام فیلم هانکه جذابیتی صد چندان به فیلمش می دهد و چقدر مشغول شدن بر سر اینکه آن انتها به راستی چه خواهد بود لذت بخش است ... و این خودِ زندگی ست ...

در هر حال ،فیلم چند وجهی و کامل میشائیل هانکه پر از دیدگاه های روانشناختی و فلسفه است و روابط انسان ها را پیچیده تر از آنگونه که شاید خیلی ها ساده می پندارند نشان می دهد ، و عشق چند وجهی ی هانکه گویا درد های پنهان انسان امروز را نمایش می دهد ...دردهایی که سر بازگفتنشان شاید نبوده و نیست ...

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۱