این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

سیگار بهمن 1 تا 3

سیگار بهمن 1

 هیچکس مطلبی از تو جستجو نمی کند

تمام سایت ها بی خبری اند

و فیلتر می کشند وسط

تو سیگار بهمن ات را آتش می زنی

و کوچه های از نگاه تو

پس می زنند

یک روز از طریق زمین مخابره خواهی شد

اگر فیلتر سیگار بهمن ات را فیلتر نکرده باشند.

 

سیگار بهمن 2

 بی اختیار سیگار بهمن من افتاد

از شرم سرخ شده بودی

و سوراخ دامنت را وصله می زدی

افتاده بودم از سر بامت

لالایی ام بده

        با دستهای سوزنی ات.

 

سیگار بهمن 3

 چه خوب بود از شهر من می رفتی

انتظار می کشیدی تا من بیایم

با پروازی که هیچوقت نخواهد نشست

سیگار بهمن ات را دود می کردی و ازدحام رویاهایت را

مردم تمام هول و هراسشان از چیست ؟

مردم دروغ می گویند

تو زنده بودی و خواب خدا می دیدی

چه خوب بود از شهر من می رفتی .

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها : سیگار