این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.



نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩

"هو"

 

به جنینی بدل خواهم شد

استخوان هایم نرم

در محلولی از آب و پروتئین

از خون تغذیه می کنم

جفتم را در آغوش می کشم

به بند نافم مروارید می آویزم و بر گردنم می کنم

چشمانم را هنگام سونو گرافی باز می کنم

به مادرم خیره می شوم

نفسم را حبس و صدای قلبم را پر طنین

اینجا دوربین دنیاست

زهدان مادرم

آرامگاهی گرم و لزج .

 




کلمات کلیدی :جنین