این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

تصویر آرام

کودکی با اسباب بازی های قرن 21 واقعه 11 سپتامبر را بازی می کند

وروز استقلال فال حافظ می فروشد از زبان نامجو و رادیو مصاحبه پخش می کند با طول موج بلند و کودکانی که الک دلک را شرطی کرده اند جنازه می کشند وسط  وپستان مادرانشان را از سر هوس می مکند /

رستگار ترین مردان در ازدحام اسکیموها از سرما جیغ می کشند وکامیون کامیون پتو صادر می کنند به قطب شمال و باز افسانه ها به اسکیموها پاداش می دهند/

این کانال ساختگی قدرت روی این امواج سفر می کند /

روی این فرکانس می چرخد  وقتی فاحشه های طلایی بر گلوهاشان حلقه می آویزند و ناف هایشان راه به دهانشان دارند /

اعدامیان صف کشیده اند پشت این در /  مبهوت /

و به کیسه می گذارند کفش هاشان را و اشتهاشان گوسفندی را می بلعد

با لبخندی بر لبهایشان و لنگه گیوه ای بر دست/.

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٧
تگ ها :