این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

چه عجب معرفی

سلام

يک دوست خوب درست همين امروز بود که به من گفت اين چی بود برام فرستاده بودی !شعر های کيه !

اولش تعجب کردم. ولی خب ديدم من اصلاْ اسمی از خودم نبردم .

من زهره يحيايی هستم و اين شعر ها مال منه . البته مال من غلطه . چون شعر مال کسييه که ازش لذت ببره .

در هر حال اين شعرها رو من نوشتم . سالهای پيش نوشتم . البته منظور از سالهای پيش ۳ يا ۴ سال اخيره .بيوگرافی خاصی ندارم . همينم و بس .پ

و اين منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد............

 

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٤
تگ ها :