این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

 

يا هو

درست عصر ها

پنجره ها باز می شد

تو به شکل نو بهار بودی

و استقبال آسمان از حضور تو باران بود

من واپسين لحظه تو را ديدم

آنزمان که عاشق دستهای باد شده بودی و

 رفتی .

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳۸٤
تگ ها :