این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

 

بچه ها می خوام دور از اون شعر دنباله دار يه گريزی بزنم به سفری که ديروز با دو تا از دوستام به شهر مقدس قم داشتم و به خوابگاه دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم يک سری زدم . باورتون نمی شه اگه بدونين به خاطر يک تخت آهنی توی يک خوابگاه خراب و کثيف توی بدترين جای قم ( ميدان پليس ) دقيقاْ وسط خيابان آذر قم ( پر رفت و آمد ودود آلود ترين جای قم )به ازای هر ترم يعنی ۴ ماه ۱۰۰ هزار تومان بيشتر بايد اجاره بدی .توی اين سه سالی که من اين خوابگاه نرفته بودم حتی يک سطل آشغال تغيير نکرده بود اگه يک پريز برق از جاش در اومده بود همچنان همونجوری بود . کثيف تر از قبل بود .و باور کنيد نمی دونم اين پول هايی که از دانشجوها می گيرن چی می شه اون خوابگاه بيشتر از ۲۰۰ نفر دانشجو می گيره و واقها اين پول ها کجا می ره .تازه اين خوابگاه هيچ چيزش مجانی نيست نه غذا نه هيچ مزايای ديگری .فقط می تونم تاسف بخورم .

حالا دلم می خواد همتون برين و خوابگاه جامعه الزهرا ( حوزه علميه خواهران )واقع در ابتدای سالاريه قم ( از بهترين جاهای شهر قم ) رو ببينيد . اون باغ بزرگ و ببينيد حتما اين کارو بکنيد .نظرتون و بهم بدين . شايد من فقط دارم  اين تفاوت ها می بينم .  .راستی اين خوابگاه مجانيه . سبز باشيد و پايدار .

ناگفته نمونه که من ۴ سال توی خوابگاه دانشگاه آزاد قم زندگی کردم که نه (به قول يک مشاور ارشد در دانشگاه که اسمش و فراموش کردم گذران کردم ) و بهترين خاطرات و دارم که الان فکر می کنم به کثيفی های خوابگاه می ارزند .

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ۱۳۸٤
تگ ها :