این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

 

هی آمدند تبديلات گاليله را به رخ من کشيدند رفتند

دور تر ايستادند پيچ و تاب مرا از دور نگاه کردند

پيچ و تاب من

منی که تشنه حبه انگورم

من گورم کجاست

کدام گور من است

اين گور ها از آن کيست ؟

نمی دانم گيجم از بوی کافور و کاغذ .....ادامه دارد

--------------------------------------------------------

عيد فطر رو تبريک می گم .التماس دعا.

هر کسی از ظن خود شد يار من

از درون من نجست اسرار من

 

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ آبان ۱۳۸٤
تگ ها :