این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.


 

نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٤

سلام به خودم . با تاخير زياد اومدم و ديگه ..... بايد ببينم چه خبره . نميتونم بگم سرم شلوغ بود ولی بود . نه کار جديد منظورم شعره می نويسم نه کار قديم .

فقط می خوام بگم : دلم می سوزد از باغی که می سوزد .