شیئی شدگی انسان از جنینی تا سالخوردگی ، از سنت تا مدرنیته ، در کادرهای شیشه ای ی زندگی
نگاه دوربین از پشت در ، پنجره ، شیشه به شخصیت ها ، گویا چون شعر شاملوست : آهای ،از پشت شیشه ها به خیابان نظر کنید ، خون را به سنگفرش ببینید .
شاید سنگفرش خیابان خانه من یا شما باشد .
شاید شیشه های عینک ترمه است که این زندگی را دنبال می کند .
دوربین روی دست :آشفتگی در جدال زندگی در گذار از سنت به مدرنیته
لنز نرمال : اجتماع واقعی ما
زاویه دوربین : Eye level از نگاهی که گویا نگاه ترمه است .
استفاده ی ابزاری انسان در جدال بی رحمانه ی زندگی از جنین اش ، از کودکش ، از نوجوان اش و از پدر بیمار و سالخورده اش و شیئی شدگی همه چیز در برابر هیچ چیز.......
شیئی شدگی انسان در برابر قانون
شیئی شدگی انسان در برابر پول
شیئی شدگی شرع و کتاب مقدس
کلمات کلیدی:
طبقه مردم عادی و طبقه اشراف : تاریخی که همواره اینگونه بوده است و خواهد بود.
سود : از سود پرتقال فروش گرفته تا سود نادر
گارانتی که معادل فارسی اش پشتوانه است : در حالیکه نسل نادر به دلیل نداشتن آن می کوشد آن را بیابد و به فرزند و فرزندانش هدیه دهد اما فرزندش به فکر یافتن حقیقت است .
دروغ : کوچک اما مهم
حقیقت : بزرگ اما پر از شبهه
شبهه در برابر باز پرسی که نگاهش را از همه می گیرد .
نادر : نماینده ی اصول گرا و پر مدعای داستان در حالیکه مردی مستقل است و به اصول خود و سنت ها پایبند است ، آرمان گراست. نمونه ای از نسلی که در تحولات جامعه از انقلاب تا جنگ از جنگ تا بعد از جنگ جا مانده اند و گم شده اند و خود با مشقت به موقعیت فعلی شان رسیده اند تا حقشان را بگیرند و همواره در جامعه به دنبال حق و حقوق خودند و در طول زندگی با چنگ و دندان از آن دفاع کرده اند . زندگی به آن ها بسیار چشانده است .
او به وابستگی های عاطفی اش دلبسته است و از آن برای نگهداری ترمه در برابر سیمین یاد می کند.
او پدرش را برای نرفتن بهانه می کند در حالیکه وابستگی هایش مانع رفتنش می شوند ، پدر می میرد اما جدایی نادر از سیمین انجام می شود .
سیمین : نماینده ی اصلاح طلب داستان ، در جستجوی آینده ، خواهان امنیت ، صلح ، آرامش و دور شدن از درگیری گیج کننده ی جامعه ی نیمه مدرن سنت زده که از طرف جناح اصول گرا ترسو خوانده می شود و در برابر قانونی که به زن بی اعتناست عاجز است و خواسته اش در برابر قانون جامعه و اصول و سنت های آن بسیار بسیار ناچیز شمرده می شود .
او معلم زبان انگلیسی است نشان از این است که به فرهنگی فراتر از فرهنگ جامعه اش آشناست ، دانستن زبان جهت مهاجرت برای او امتیاز مثبتی ست در حالیکه نادر هر چیز را بهانه می کند برای ماندن و نرفتن ، زیرا زبان نمی داند و کارمند بانکی با اصول اداری جامعه ای که به آن احساس تعلق می کند است و در جامعه متعلق به خویش با مشقت به جایی رسیده است .
راضیه : زن مذهبی و پایبند شرع در حالی گرفتار قانون می شود که شرع را بنا به اعتقادات و تربیتش پذیرفته اما در برابر قانون مقاومت می کند . نماینده ی زن سنتی و معتقد جامعه ای که او را وادار به دروغ گویی می کند .جامعه ای مرد سالار که زن سنتی را هر چند کار آمد و مفید و پر از عشق را در حاشیه قرار می دهد .
نماینده ی جامعه ای که قوانین مدنی را نمی داند اما اصول دین و شرع خود را می شناسد و برای کمترین چیزها با قانون دان شرعی مشورت می کند .جامعه ای که با آن هر روز مواجهیم .جامعه ای که از آموزش قوانین مدنی اش دور است .
حجت : که اگر دور و برمان را نگاه کنیم بسیار می بینیم .
سمیه : که اکسیژن نسل سالخورده را دستکاری می کند.می تواند و می کند . بدانید که نظاره می کند و نظاره گر خوبی ست .
ترمه : ترمه اسمی سنتی است . ترمه نوعی پارچه گرانبهای بافتهشده از الیاف لطیف است از صنایع دستی ایران، پارچه ای که در آن نقوش بته جقه دارد .بته جقه در فرهنگ ما نماد سرو است و سرو نماد آزادی و آزادگی است .
او بی گفتن جمله ای بلند شخصیتی دوست داشتنی از نسل آینده دارد که ابتدا پدر و مادرند که برای او تصمیم می گیرند و در آینده اوست که برای آن دو تصمیم گیری می کند .
او که سوال نویسنده ی داستان را همواره مطرح می کند که نسل پیش رو چه کسی را انتخاب می کند ؟آیا ترمه به سمت آزادگی می رود ؟ و به راستی آزادی و آزادگی کجاست ؟
شیئی شدگی نادر و سیمین در انتهای فیلم در حالیکه در دادگاه نشسته اند و حال ترمه برایشان تصمیم می گیرد دیدنی ست ، وقتی میانشان جدال سرسختانه ی زندگی را با انسان می بینیم و می شنویم تا پایان تیتراژ و شاید تا پایان زندگی .......

