گاه تبادل من و درونم یک جاده ی انقلابی ست
قلبم دارد مهاجرت می کند
دستهایم به یک صندلی چسبیده
چشمم دارد نمی بیند
و زهدانم از خون پر و خالی می شود....
گاه میان من و درونم
هیچ نیست.
گاه تبادل من و درونم یک جاده ی انقلابی ست
قلبم دارد مهاجرت می کند
دستهایم به یک صندلی چسبیده
چشمم دارد نمی بیند
و زهدانم از خون پر و خالی می شود....
گاه میان من و درونم
هیچ نیست.