این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

سقوط که می کنی

این یک پارتی بازیه ی عمیق است

تو

در جستجوی خودت باشی و من همراهیت کنم

انگار

همه جا

 سقوط که می کنم

آهسته

        آهسته

                آهسته

                می شنوم

من

خودم

کجایم ؟

و یرقانم کی ،خوب می شود ؟

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :