این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.



نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٤

این جنگ ها نیستند که قربانی می گیرند

این تویی

نگاه توست

ردپای توست 

که مرا میکشاند

به هیچ

سکوت توست

که مرا می برد به سرزمین مدئا

جایی که سفیران نیستی

دوشیزگان را باکره نگاه می دارند

و کودکان را از خیانت پدران تکه تکه می کنند

این مادران نیستند که می زایند

این تویی که جنین های مرده ات را

یکی یکی درد می کشم

این زن های فرسوده

این مردهای ساکت

این قصه ها نیستند که تلخند

مزه ی دهان مرا بیاد می آورند...




کلمات کلیدی :جنین های مرده




نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٤

با قلابهای سیمانی ماهی های کاغذی گرفتم

که باد برد

و جایش را پشه های مرداب گرفت

میان گوشم،قلبم،پیرهنم...

مرگ را فقط مرداب زنده زنده درک میکند

و فقط ...