این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.



نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ مهر ۱۳٩٢

شنل قرمزی ی دربند چرا انقدر تنهاست ؟

شنل قرمزی وارد جنگل می شود ، جنگلی پر از گرگ ...سئوالی که مطرح می شود این است ، آیا خورده می شود و یا بالاخره مربا ها را به مادر بزرگ می رساند ؟ در ابتدا زرنگ می نماید و خوب از پس خودش بر می آید ،کار می کند ، در آمدی دارد و  خانه ای پیدا می کند که به وسعش می خورد ....پای دستمزدش برای تدریس می ایستد و کوتاه نمی آید اما همه می خواهند حقش را بخورند . با هم اتاقی اش دوست می شود این رفاقت که قرار است شنل قرمزی تا آخرین نفس پایش بماند برایش گران تمام می شود ، اول مشکلاتی که در خانه با رفقای هم اتاقی اش دارد ، بعد مسئله سفته و پول که اگرچه شنل قرمزی سعی می کند حواسش جمع باشد و پی گل ها و زیبایی آن ها نرود  ، اما گرگ ها بهتر می دانند چگونه گولش بزنند و یک لقمه اش کنند .

دربند با فیلمنامه ی سه پرده ای اش که همه چیزش به ظاهر سر جای خود قرار دارد ، خوب شخصیت پردازی نشده است . انسان هایی بی گذشته و بی هویت که در پی پیشامد های داستان واکنش هایی نشان می دهند که بیننده علت آن واکنش را به خوبی درک نمی کند چرا که شخصیت را نمی شناسد . شباهت داستان با داستان شنل قرمزی زیاد است ، اما در آخر هیچ جنگل بانی پیدا نمی شود که شنل قرمزی را از شکم گرگ بیرون بیاورد ... شنل قرمزی ی تنها نه مادری دارد نه پدری که به او کمک کنند و او را از دست اینهمه گرگ نجات دهند ... این سوال پیش می آید :اگر روابط جدید است و مبتنی بر پول، پس روابط پدر و مادر گونه هم باید کمتر شباهتی به روابط مادر و فرزند های امروزی داشته باشد . شنل قرمزی با اتفاقاتی که برایش می افتد آگاه تر می شود و حتمن دفعه ی بعد دیگر در جنگل حواسش جمع تر است و پایان فیلم (شبیه کارگر فیلم چهار شنبه سوری اصغر فرهادی ) آگاه تر شدن دختر دانشجوست ...که این آگاهی کجا و آن آگاهی کجا ؟ ما بینش آقای فرهادی که پر از تردید و شک است را در شخصیت و نوع نگاه کارگر چهار شنبه سوری می فهمیم اما آیا نگاه آقای شهبازی این است که روابط پول برجسته تر و مهم تر از روابط انسانی ست ؟ یعنی دیگر به هم اتاقی ات کمک نکن ؟ یا  کمک کن ولی بیشتر دقت کن ؟ این ها را نه در بازی و نه در پایان داستان می بینیم حالا چرا ؟ شاید علتش این باشد :

برون رفت کارگردان فیلم دربند از روابط انسانی به روابط پول ...

شهبازی در فیلم نفس عمیق، رابطه هایش را بر مبنای اصول و روابط انسانی پایه ریزی کرده است و به درون شخصیت هایش رسوخ می کند و جان آنها را به مخاطب می شناساند و شاید به راستی به این خاطر است که ما منصور و کامران را به خوبی می فهمیم چرا که آنها خود ما هستند در قالبی که شاید دلمان می خواهد باشیم اما جراتش را نداریم ...اما وقتی پای پول به میان می آید روابط انسانی کمرنگ می شود و حتا به طور ناخود آگاه در چشم مخاطب پول حرف اول را می زند .

شهبازی در فیلم عیار 14 روابط انسانی را نشان داده با این تفاوت که پول شروع رابطه است و به همه چیز می چربد . عیار 14 ، وسترن ایرانی ی جذابی از کار در می آید که تحسین همه را از آن خود می کند اما دربند چرا تنها باعث می شود مخاطب سرش را به چپ و راست حرکت دهد و بگوید ای...دربند فیلم اجتماعی اما دم دستی ست...اگر این فیلمنامه را کس دیگری غیر از کارگردان ماهرش پرویز شهبازی می ساخت شاید به این خوبی نبود و ابداً اینهمه تماشاگر نداشت !!! و یا اگر مخاطبان نفس عمیق نمی دانستند کارگردان فیلم چه کسی ست به دیدن فیلم نمی نشستند. مخاطبانی که آمده اند کش و قوس و آمد و رفت بین روابط انسانی را ببینند نه روابطی که دستمایه اش و نفس کشیدنش بر پایه ی پول است ، هر چند پول بر روابط امروز انسان ها بسیار اثر گذار است اما مخاطبی که از روابط پولی جامعه اش که سخت با آن دست به گریبان است می گریزد ، به سینما می آید و می خواهد نفس تازه کند آیا دوباره مشکلات دختر دانشجو با آن پرداخت سطحی و ساده انگارانه را می تواند بر پرده ای نقره ای تاب آورد . محدودیت های سینمای ایران شاید ، باعث شده نمایش روابط انسانی سخت باشد ، به گونه ای که فیلمنامه نویس مجبور است بین شخصیت هایش پای پولی را وسط بکشد ، پدر ثروتمند دختری را بیاورد ، شمش طلایی ، سند ویلایی ، حتا فیلم های جنگ یا به عبارتی دفاع مقدسمان هم که باید پر از چالش ها و دیدگاه های ضد جنگ و یا جنگ طلبانه در روابط بین انسانی باشد یک وانت طلا دارد که قرار است به دلائلی از مرز خارج شود . اما تاریخ سینمای ایران به مانشان می دهد فیلم هایی که توانسته اند درون انسان و نوع رابطه شان با اجتماع ، همسر ، فرزند و محیط کارشان و در واقع روابط بیرونی و درونی شان را مبتنی بر اخلاق عرفی یا بر ضد آن نشان بدهند همواره موفق تر و پر فروش تر بوده اند . چه جای مثال دارد که حتماً همه می دانند کار های خوب آقای مهرجویی این را ثابت کرده اند و همواره در سینما ی ایران ارزشمندند.

در بند فیلمی که به واقع تم اصلی اش پول است ...هر چند از نظر کارگردانی فیلم خوبی ست ، اما فیلمنامه اش در مقایسه با قصه ی شنل قرمزی هم کم و کاست هایی دارد ...




کلمات کلیدی :دربند و کلمات کلیدی :پرویز شهبازی