این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.



نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩

 

دردم گرفت و جنینم بی وقفه مرد


مورچه ها زیر پوستم وول می زدند


دریچه های قلبم کزاز گرفته بودند


تو فقط طب سوزنی بلد بودی .