"هو"
به جنینی بدل خواهم شد
استخوان هایم نرم
در محلولی از آب و پروتئین
از خون تغذیه می کنم
جفتم را در آغوش می کشم
به بند نافم مروارید می آویزم و بر گردنم می کنم
چشمانم را هنگام سونو گرافی باز می کنم
به مادرم خیره می شوم
نفسم را حبس و صدای قلبم را پر طنین
اینجا دوربین دنیاست
زهدان مادرم
آرامگاهی گرم و لزج .
کلمات کلیدی :جنین

