این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.



نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩

دردها ، زنی از من ساخته است

و مردان من دارند در درونم گریه می کنند

لالایی شبانه کار نمی کند

خواب عمیق آرزوی جیرجیرک هاست

از وقتی روی این چمن ها دراز کشیده ام

مرز من و زمین

شده یک رج مورچه که مدام کار می کنند .