این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

تحقیقی بر فیلم سالومه از سائورا

یحیا در فیلم سائورا :

یحیا مو ندارد و تقریبا سیه چهره است .

یحیا در سکویی دایره ای روی سن ایستاده و آن سکو جایگاه معنوی یک پیامبر را نشان می دهد . یحیا روی سکویش می چرخد .

دایره نماد کمال و یکپارچکی است . نماد حرکت است و با الوهیت در ارتباط است . ( منبع: کتاب عدد نماد اسطوره نشر افکار )

یحیا در فیلم هنگامیکه با سالومه همراه می شود و به ابراز محبت او جواب مثبت می دهد از سکو و جایگاه خود پایین می آید و در واقع نمایش این است که از جایگاه معنوی خود به دنیای مادی ی سالومه پا می نهد .

هرودیا در فیلم سائورا:

هرودیا زنی مسن و در ظاهر مستبد است .

بر خلاف نمایشنامه که فقط اشاره به مرگ همسر هیرودیا می شود اما در فیلم این هیرودیا و هیرودیس هستند که دست به کشتن فیلیپس می زنند که مردی جوان و رشید است .

هیرودیس در فیلم سائورا :

هیرودیس مردی جوان و از نظر جثه قدرتمند است .

لباسی بلند پوشیده که دایره ای شبیه خورشید روی سینه آن قرار دارد که نمایش قدرت و عظمت است .

هرودیس بر صندلی ( اریکه پادشاهی ) می نشیند که دو چوب بلند در دو طرف دارد . که می تواند نمایش ستون باشند که نمایش ستون های قصر پادشاهیش هستند . ستون صورت ذهنی خداست که استوار است و با تزلزل دائمی انسان در تضاد است .( منبع: کتاب عدد نماد اسطوره نشر افکار )

سالومه در فیلم سائورا :

سالومه نام دخترانه عِبری به معنی صلح و آرامش،صفا و دوستی است .سالومه نام خواهر حضرت مریم عذرا و خاله حضرت عیسی(ع) همچنین نام ملکه یهود و دختر فلیپس است .ریشه (سلم) یا (شلم) در عبری و نیز عربی برای آشتی و آرامش می آید .

سالومه زنی که عاشق یحیا می شود و از او طلب عشق و عشق بازی می کند و یحیی به او بی توجهی می کند . تم فیلم انتقام است و در واقع نرسیدن سالومه به خواسته اش باعث می شود از قدرت خود برای دست یابی خواسته اش هر چند خواسته ای غیر منطقی استفاده کند .

سالومه نشانه ی دنیای مادی ست که یحیا از او می گریزد.

سالومه به درخواست هیرودیس رقص هفت حجاب را انجام می دهد و پس از انجام این رقص سر یوکانان ( یحیا ) پیامبر سرزمین خود که عاشقش شده است را می کند .هرودیس علی رغم میل باطنی اش سر یحیا را در سینی نقره برای سالومه میآورد .

نشانه های فیلم :

سالومه نشانه ی تمنای جنسی و دنیای مادی ست.

5 خواسته ای که سالومه از یحیا طلب میکند نشانه ی 5 حس انسان زمینی است :

1 : سالومه در نمایشنامه ابتدا عاشق صدا ( سخن گفتن ) یحیا می شود و در حالیکه او را نمیبیند زیرا یحیا از  زندان با او سخن می گوید .

سالومه با شنیدن صدا می گوید این کیست که سخن می گوید ، باز سخن بگو یحیا که سخن تو چون شراب من است . و یحیا او را از خود می راند .

2: سالومه از زیبایی یحیا سخن می گوید و به شدت مشتاق است و عاشقانه از آن سخن می گوید و علاقمند است که چشم او را ببیند . و یحیا او را از خود می راند .

3: سالومه از تن سفید یحیا می گوید و عاشق پیکر سفید او می شود  و یحیا او را دوباره می راند .

4: سالومه عاشق موی چون خوشه ی انگور یحیا می شود و یحیا او را می راند .

5: سالومه از دهان او سخن می گوید و عاشقانه مشتاق است که بر دهان یحیا بوسه زند و یحیا دیگر بار او را می راند .

این 5 درخواست سالومه نماد و نشانه ی 5 حس ، شنوایی بویایی- چشایی لامسه- بینایی  انسان است که او را به این زمین مادی متصل می کند . یحیا با کنار گذاشتن این 5 حس و راندن این هواهای نفسانی در واقع از خود بی خود به تعالی و رسیدن به عالم بالا می اندیشد . یحیا حتا به سالومه نمی نگرد و اور ا سخت می راند و سالومه در پایان نمایشنامه می گوید : تو ای یحیا اگر تنها یکبار من را نگریسته بودی عاشق من شده بودی .

ماه نشانه ی روح آشفته و عاشق و شیدای سالومه است و  ماه در فیلم هشدار دهنده است .

در نمایشنامه کشته شدن سپاهی به دست خود نشانه ی اتفاق بد است و در فیلم صدای غرش رعد و نمایش برق نشاندهنده اتفاق بد است .

ستون های صندلی هیرودیس و عدد 11 : ستون صورت ذهنی خداست که استوار است و با تزلزل دائمی انسان در تضاد است . عدد 11 به ما اعلام می دارد که از تعادلمان آگاه باشیم که احساس ، تفکر و روح را متعادل نگه داریم . در واقع 11 پیغام سحر آمیزی است که می پرسد آیا ما در مرکز قرار گرفته ایم یا منحرف شده ایم . از منظر دیگر 11 را عدد گناه و تخطی نیز در نظر می گیرند ، چرا که 10 عدد موجود کامل و قانون است و 11 تجاوز از این دو محسوب می شود . ( منبع : کتاب عدد نماد اسطوره نشر افکار )

در پلانی که سر یحیا بریده شده است : صندلی ( اریکه پادشاهی ) هرودیس به شکل یک صندلی چرخدار می شود و دوربین نمای صندلی را از پهلو نشان می دهد در حالیکه همواره از روبرو اریکه ی پادشاهی را نشان می داد و با کشتن یحیا اریکه ی هیرودیس به شکل صندلی چرخدار معلولین بدل می شود و دیگر او نمی ایستد و با چرخ او را حرکت می دهند .

دایره در فیلم که روی پیراهن هرودیس و سکوی دایره ای که یحیا روی ان ایستاده و می چرخد و در سطر های بالا توضیحش اورده شد .

رقص 7 حجاب سالومه : سالومه 7 لباس پوشیده و در هر مرحله از رقص خویش یکی از حجاب ها را بر می دارد و در واقع این رقص عبور سالومه از مرحله ی مادی به دنیای معنوی است و باگذشتن از 7 خوان که ما در شاهنامه داریم 7 خوان رستم و یا هفت شهر عشق عطار ( طلب-عشق-معرفت-استغنا-توحید-حیرت-فنا ) که تمام مراحلش را در مراحل تکامل سالومه می بینیم و یا 7 آسمان که همه نماد رسیدن به تعالی است در ارتباط است. همچنین خود عدد 7 نشانه ایست که اشاره می کنیم :

عدد 7 : هفت عددی است که هم مادی است و هم معنوی و از طریق نمادها آسمان و زمین را به هم متصل می کند . هفت یعنی کمال ، امنیت ، ایمنی ، آرامش ، وفور و بکارت . هفت نماد طبقات زیگورات هاست که با هفت آسمان و هفت سیاره و هفت فلز و هفت رنگ در ارتباط است : 1- سیاه 2-سرخ و قهوه ای3-قرمز4-طلایی5-سفید6-آبی تیره 7- نقره ای رنگ ماه . که همه ی این رنگ ها در لباس و دکور و نور فیام آقای سائورا به کار برده اند . ( منبع: کتاب عدد نماد اسطوره نشر افکار )

در پایان فیلم کفن پوش شدن سالومه : گویا سالومه به تعالی رسیده و مانند یک انسانی که غسل تعمید داده شده است و به عدد 8 رسیده زیرا که بعد از عدد 7 عدد 8 که عدد غسل تعمید و رستاخیزیست رسیده و لباس هشتمی که همان کفن باشد می پوشد و به یحیا که نماد معنویت و الوهیت است می رسد .

وصال سالومه به یحیا : رسیدن سالومه به تعالیست . و با مرگش به یحیا که عاشق اوست ، می رسد .

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٩
تگ ها : سالومه

بی نقطه جهان به جایی نمی رسد ، نقطه

سر از دروازه های بلند بلند در آوردیم و زندگی مان ارزشی دوباره پیدا کرد

آسانسور از دیوار بالا می رود و پله ها سقوط می کنند

این واژگونگی زمین است یا منم که وارونه شده ام

هیچ چیز در جهان پیدا نیست

نه در این نزدیکی و نه در دور دستها

از پس نقطه های کوچک ، بزرگ می شویم و بین شین و مین زندگی می ترکیم

زمین از چارقدمان گل می دهد

خاکِ وجودمان عدم

مبنای تمام لحظه های بی قدم

تو از سرما کز می کنی و بیرون نمی آیی

سرما از هر روزنه ای به تو می رسد

تنت را در آبهای زلال می شویی

و جوی های آب خستگی تو را در می کنند

به این سخت ترین کوه انبار باروت می بندند

جواب نمی دهد دنیا را

                    هرچقدر عکس رنگی بگیری

از عکس های آتلیه ای ام تا......... این لباس زنانه همه بر تنم زار می زنند

اندازه این خاک برای تن من کوچک است

و سودای های بزرگ برای آمدنت جشن گرفته اند

وارونگی ام  را از من نگیر

می خواهم از این جهان بیاویزم تا موعدی که فرا می رسد  نقطه

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩
تگ ها :