این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

سقوط که می کنی

این یک پارتی بازیه ی عمیق است

تو

در جستجوی خودت باشی و من همراهیت کنم

انگار

همه جا

 سقوط که می کنم

آهسته

        آهسته

                آهسته

                می شنوم

من

خودم

کجایم ؟

و یرقانم کی ،خوب می شود ؟

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :

رفتن به دعوت حاتمی کیا

دعوت

کارگردان:  ابراهیم حاتمی کیا

بازیگران: محمدرضا فروتن، مهناز افشار، کتایون ریاحی، مریلا زارعی، گوهر خیراندیش، ثریا قاسمی، رضا بابک، سیامک انصاری ، فرهاد قائمیان، مجید مشیری، سارا خوئینی‌ها، سحر جعفر جوزانی، آناهیتا نعمتی، هدا ناصح، نگار فروزنده، نگین صدق‌گویا و محمدرضا شریفی‌نیا

......................................................

دیگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فیلمنامه: ابراهیم حاتمی کیا و چیستا یثربی
تهیه کننده: محمد پیرهادی
مدیر فیلم‌برداری: تورج منصوری
تدوین: مهدی حسینی‌وند
موسیقی: محمدرضا علیقلی
طراح صحنه و لباس: کیوان مقدم
طراح چهره‌پردازی: مهین نویدی
صدابردار: مهران ملکوتی
دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: علیرضا شمس شریفی
منشی صحنه: مینا زرپور
عکاس: اسماعیل حاتمی‌کیا
مدیر تولید: محمدرضا منصوری
جلوه‌های ویژه: عباس شوقی

 

دیشب ( شنبه بود ) طی مراسم با شکوهی به دعوت حاتمی کیا رفتیم سینما ( منظور از مراسم با شکوه : ترافیک ،به سختی گرفتن بلیت ، دیر رسیدن به فیلم و دویدن به سمت سالن و همین ) .

کار قشنگ حاتمی کیایی که پا به یک عرصه جدید فیلم سازی گذاشته که واقعاً عمل جسورانه ای انجام داده .خب وجود چیستا یثربی بسیار قوی و توانمند تونسته برای نوشتن فیلمنامه یک سری المان های غیر از سینمای جنگ رو در اختیار حاتمی کیای فیلمساز جنگ بزاره و حتما حاتمی کیا می خواسته تو این ژانر خودشو محک بزنه .

اشتیاق زیادی برای دیدن فیلم نداشتم ولی با دیدنش اشتیاقم گرفت که در موردش چیزی بنویسم . من فیلمهای حاتمی کیا رو خیلی دوست دارم و روبان قرمز ودر کنار بهترین فیلم هایی که تا حالا دیدم قرار می دم .

حس غریب فیلم نشون نمیداد که همون حاتمی کیا ( اون قدیمیه )این فیلم و ساخته .ولی از اونجاییکه اون خودش اعلام تغییر را خوب می دونه و جسور بودن و می رسونه بدجوری باهاش موافقم .

اول از همه دعوت حاتمی کیا از اون همه هنرپیشه معروف برای فیلم دعوت .

دوم انتقادی اینگونه از چیزهایی که انگار بدیهی به نظر می رسن و هزاران نفر دیگه به شکلای مختلف گفتنش .

البته توی اینهمه سال فیلم دیدن به این نتیجه رسیدم که بیشتر فیلمسازای خوب دنیا کسایی هستن که از مشکلات زنان فیلم می سازن .

تو همین کشور خودمون اگه کمی نگا نگا کنیم میتونیم نام ببریم .

 داریوش مهرجویی و کمال تبریزی و بهرام بیضایی که حتی نمایشنامه هاش ام به مشکلات زن می پردازه وبهمن فرمان آرا و آخرین فیلم پرفروش رسول ملاقلی پور و حالا حاتمی کیای فیلم جنگ ساز .

این فیلم ، دعوت و عرض می کنم نمایشی بود از ایده و انتقاد ابراهیم حاتمی کیا در زیستن و مردن کودکان نا خواسته ای که اندوه غبار گرفته ی مادرانشان را از جنینی به دوش می کشند . حاتمی کیا اذعان داشت : بودن  یا نبودن ، مسئله این است و گویی منتقدانه به این پرسش با نمایش 5 زن در سطوح مختلف جامعه در وجهه ها و نگاه ها و موقعیت های مختلف تاکید کرد و پایش را به شدت فشار داد .

این پافشاری حاتمی کیا در آژانس شیشه ای توسط حاج کاظم ، در روبان قرمز توسط داوود و جمعه و محبوبه و در به نام پدر توسط دختر روی مین رفته ، نمود می کند . من این اصرار را می فهمم اما تنها می توانم نگاه کنم ، بغض کنم و بعد ....

حاتمی کیا گویی با ترس قدم بر می دارد .

من فکر می کنم او می داند که محمد رضا فروتن و سحر جعفری جوزانی اصلا مناسب نقش خود در فیلم نیستند و بازی ضعیف آنها ضربه ی مهلکی به فیلم می زند اما امتحان می کند .

من فکر می کنم او می داند که اینهمه بازیگر معروف در فیلم لطمه بزرگی به فیلم می زند اما باز با دعوت اساتید اهل فن بازیگری دارد امتحان می کند .

من فکر می کنم او با آگاهی ازاینکه نشان دادن اعتقادات شخصی و دینی اش و تلفیق آنها با دیدگاه ذاتی ی موضوع ، کمی اختلاط به وجود می آورد و شاید موضوع خوب جا باز نکند ، بر از میان بردن کودکانی که در بطن مادرانشان هستند انتقاد می کند ، اما باز امتحان می کند .

انتخاب بازیگر به گونه ای انجام شده بود که نه هنرمندانه بودن انتخاب را می رساند و نه گیشه ای بودن فیلم را ، گویا او تنها به دنبال بازی خوب بود یعنی آنچه که تنها از پرستویی در فیلمهایش دیدیم .

من فکر می کنم فیلم خوبی دیدم با آنکه همیشه با ترس برای دیدن فیلمهای حاتمی کیا می روم که نکند شاید به دلم نچسبد اما چسبید .

و دیگه همین دیگه .

فک کنم خیلی لفظ قلم شده بودم اما خب جو( اتمسفر) من و سر فیلم های حاتمی کیا می گیره بد جوری .

 

من فک می کنم حاتمی کیا بازیگرانی مثه مهناز افشار که فقط فیلم گیشه ای بازی کرده ( و با این اعتماد به نفس و ذوق که دیگه داره تو فیلم کارگردان معروفی مثه حاتمی کیاکه خیلی ها آرزوشونه که تو فیلمش بازی کنن ، قیافه ی نا مرتب و بدون آرایششو  دیگه تونسته به نمایش بگذاره ) و محمد رضا شریفی نیا که صورتی مثال زدنی بین مردم شده برای مردایی رند و ریاکار و رضا بابک و در سریال های طنز تلویزیونی و آناهیتا نعمتی و کتایون ریاحی و نگار فروزنده در تلویزیون و حتی سیامک انصاری در سریال های طنز مهران مدیری  و آگاهانه به بازی فرا خونده اما چرا ؟ من فک می کنم که دیگه بهتر زیاد فک نکنم  و خودتون برین فیلم و ببینین و فک کنین .

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :

ضعف

یا جهان را آنگونه که می خواهی می توانی تغییر دهی ،یا تنها پشت کامپیوتری در اداره ای مخروبه به زاری اشک می ریزی

برای مادرت

برای پدرت

برای خواهرت

برای برادرت

و تنها راه رسیدن به نزدیک نشدن فردی به اتاقت

بستن در است

و در همیشه بی کلید است

آهنگ کودکی ات

از سوراخ های اسپیکر می آید

نصیحت های اندوه واری است

و زمین گودی بزرگی

وقتی از ترس پشت تمام خاطره هایت  می ایستی

و جرز این سالیان را دستمال می کشی

تا پاک

پاک

شود .

یا به این دنیا نمی آمدی

یا حالا که آمدی......

شب های غریبی تنها می گذرانی

و روزها به تکرار می گذرد ، هرچند نقره اندود شده است

و مادرت را در حالیکه می بوسی نگاه می کنی ازدرد ،

و پدرت را وقتی ریشهایش توی پوست صورتت فرو می رود

و بوی مرغ تازه از ظرفشویی به بینی ات می خورد .

انگار

کبریت شعله ور می شود و باز دورنت را می سوزاند

                   عریان ، آرام روی تخت نشسته ای و خمیازه می کشی

ذهنت از دیوارها آویزان است

پاندول ساعت از سوراخهای گوش ات تو می رود

اندیشه های سوت کشیده

پاهای باد کرده ، تیر کشیده ازضعف .

ما عادلانه به دنیا نیامده بودیم اما عادلانه مردیم .

و پاهایمان در خواب می گرفت

ما کوکا خوردیم اما وبا گرفتیم

ما قنداق داشتیم اما تمام هزینه ی مای بی بی را از مان گرفتند .

ما کتاب نخواندیم اما کتابخانه شخصیمان را خریدند .

ما جاده چالوس رفتیم اما نه 598 بار .

ما خسته بودیم و کبریت می سوزاند .

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :