این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

جبر نیست که اختیار است

آن سنبل از اسطوره های عهد عتیق بود

 رازیانه کفیل باد شده بود

از النگوهای دختر همسایه

تا شروع این سریال تکراری

من به نیش کشیده بودم حضور تورا

انهدام این همه تن برهنه از التهاب ما لبریز شد

جامعه از یک فرآیند تپش قلب تهی

 و ساندویچ هات داگ

فقط جواب اندیشه های پیر این شوالیه را می دهد

کاری که جنون را می افزاید

و کاری که متناهی می شودفعال می شود

اطلاعات قرون وسطایی    از درد            درد.

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها :