این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

دي ماه

به بهانه زمستان . به بهانه برف . به بهانه دیماه . به بهانه فروغ فرخزاد . به بهانه سالمرگ فروغ . به بهانه هرچیز که بهانه می خواهد .

مرثيه:
به جستجوي تو بر درگاه کوه مي گريم،
در آستانه دريا و علف.

به جستجوي تو در معبر بادها مي گريم،
در چار راه فصول،در چارچوب شکسته پنجره اي
که آسمان ابرآلوده را

قابي کهنه مي گيرد.
.....
به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟

جريان باد را پذيرفتن،و عشق را
که خواهر مرگ است
و جاودانگي رازش را با تو در ميان نهاد
پس به هيات گنجي در آمدي
بايسته و آزانگيز
گنجي از آن دست که تملک خاک را و دياران رااز اين سان
دلپذير کرده است!

نامت سپيده دمي که بر پيشاني آسمان مي گذرد
- متبرک باد نام تو!-
و ما همچنان دوره مي کنيم
شب را و روز را
هنوز را ...

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٦
تگ ها :