این روبان کبود تر شد

قصد باران سکوت بود .ناودان نگذاشت.

 

اين آخرين جلسه را موکول می کنيم به يک دوشنبه سرد سوزان صادق

که همه گلبرگها راست راست توی چشم شما نگاه می کنند

تا حق خودشان را از استادی که فقط فلسفه درس می دهد بگيرند .( زهره )

--------------------------------

سلام دوستان . نبودم . اصفهان بودم . عالی بود . جاتون خالی بود .

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ شهریور ۱۳۸٤
تگ ها :

 

هوالعليم

به قدرت شعبده نخنديد

             بالاخره هر چوبی می شکند

               چقدر جادوگر به جارو اتکا کرده بود !

------------------------------------

به فانوس دريايی بگوئيد آشيانه اين ماهی را نشانه نرود

درست همين ديروز بود که سيل زندگيش را برد .

--------------------

(تقديمی به يزدان عزيزم)

چه رسالت بزرگی دارد

                         آفتاب

پاهای دريا سخت خيس است .

------------

جادوگر

سقوط جارو را افسانه بزرگی خواند

که انتهايش شعبده بزرگی شد

                           کتاب نوشت

و ادعا کرد اين تنها راه نجات زمين است . ( زهره )

---------

سلام دوستان خوبم . جمعه با دوستان رفتم آبشار وانا ( از طرف خانه فرآوران ايران )جای خيلی قشنگيه . نشونه زيبای از قدرت خداست .شما هم امتحان کنين شايد ديديد.

سلام جناب کاوه . من نتونستم توی وبلاگ شما برم .( جهت اطلاع به شما )

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٤
تگ ها :

 

«هوالجميل»

بوی تعفنتان از درز ديوار ها بلند است

به جان کوچکترين فرد خانواده نيفتيد

شکافها قوی تر از پيوند ها حلول می کنند

و راديو مثل هميشه تبريک می گويد

از بلندگوها صدای سوت و کور می آيد و يک مشت بوی معلق در جرزهای بينی هاتان ساز می زنند

و سرنادهای بلند بلند می خوانند

بالاخره همه عاشق می شوند

حتی کوچکترين فرد خانواده

تسبيحهای ياقوتتان را بياوريد ........ برای کبوتران صلوات بفرستيد !

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳۸٤
تگ ها :

 

 نان را از من بگير اگر می خواهی

هوا را از من بگير اما

خنده ات را نه .

پابلو نرودا

----------------------------------

به تکامل اين اژدها نگاه کنيد

اول قرار بود از دهانش آتش بيايد

بعدا از راه رفتنش يک داستان نوشتند و اسمش را پاهای اژدهای بی آزار گذاشتند .

به تکامل اين انسان نگاه نکنيد

زيرا

اول قرار بود به کسی خيانت نکند بعدا کسی که جنايت نمی کرد را خائن فرض کردند و اسلحه های مهيب بر شقيقه اش کشيدند .

به تکامل اين زمين هر چقدر

هر چقدر بنگريد

باز انتهايش به انسان می رسد . ا ن س ا ن ( زهره )

  
نویسنده : زهره یحیایی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳۸٤
تگ ها :